اولین سوپ ماهیچه

سلام،

امروز مامان جون که از زنجان تشریف آوردن، زحمت کشیدن و برام یه سوپ ماهیچه درست کردن... منم داشتم می خوردم که ...

یهو لقمه تو دهنم بزرگ شد و ...

چشمام رفت تو همدیگه و حالم خراب شد.

مامان جون حمیده هم دیگه بهم سوپ نداد و زحمت خوردنش موند برای بابایی و مامانی... خوب چیکار کنم. دست من نبود که ... به مذاقم خوش نیومد... همون فرنی رو میخورم... باشه...

/ 0 نظر / 58 بازدید