مراسم نامگذاری

سلام دوباره،

حالا من دیگه کم کم داشتم به محیط خونمون آشنا میشدم و با تعجب همه چیرو دنبال می‌کردم.

اینم اولین خنده‌ای که تحویل بابایی دادم.

 

بعد از گذشت چند روز، همه اومدن خونه‌ی ما تا مراسم نامگذاری منو انجام بدن. به همین خاطر هم من یه دوش گرفتم و یه لباس مهمونی قشنگ که عمه بهاره برام خریده بود تنم کردم.

 

بعدشم رفتم تو تختم چند تا ژست روشن فکرانه گرفتم و از عکس انداختند.

بابایی می‌گه واقعا خوشگل شده بودم.

بعدشم که دو تا بابابزرگام زحمت کشیدن و مراسم نامگذاری من رو انجام دادند. تو گوشم، اذان و اقامه گفتن و منو زهرا صدا کردن. بابابزرگ می‌گفت که زهرا یعنی "درخشنده‌رو"، ماشالله سروین هم روش می‌درخشه.چشمک

قبلا رسم بوده که بعد از خواندن اذان و اقامه، اسم واقعی نوزاد رو تو گوشش صدا می‌کردن. ولی الان یه خورده فرق کرده. امروزه یه اسم مقدس رو برای خوش یمنی تو گوش بچه صدا می‌کنن، ولی اسم بچه ممکنه با این اسم یکی نباشه.

خلاصه اینکه من اسمم سروین شد و تازه هم درخشنده‌رو شدم.از خود راضیاز خود راضی

/ 0 نظر / 78 بازدید