اِل‌داغی - زنجان

سلام،

امروز عصر با دایی فرید و علی دایی رفتیم اِل‌داغی. جاتون خالی خیلی هوا سرد بود.... بابا هم زودی پرید بیرون ماشین، مامانی یه عکس ازش گرفت که تمام زنجان توش پیدا بود. بابایی یه چیزی کشیده بود رو سرش که سرما نخوره چون موهاش خیس بود...

منم که کلا تو بغل گرم و نرم الینا جون خوابم برده بود و از همه جا بیخبر...

بابایی و مامانی هم از این فرصت سو استفاده کردن و رفته بودن هی عکس می‌انداختن، اونم دو نفری بدون من...عصبانی

 

بعدشم علی دایی گفت بریم شهربازی، اونجا هوا گرمتر. ما هم رفتیم ولی متاسفانه اونجا بسته بود و همه با هم رفتیم خونه دایی فرید. منم خونه دایی فریدینا کلی حال کردم و با شاسخین الینا جون بازی کردم. شاسخینه خیلی گنده منده بود...

 

 اینم یه عکس سه نفری از من و الینا جون و پردیس جون... سه تفنگدار...

 

/ 0 نظر / 99 بازدید