یک روز در طبیعت

سلام،

امروز تو حیاط خونه مامان‌جونینا چند تا عکس انداختم...

این یه ژست متفکرانه از من ...

اینم یه ژست رمانتیک با گل شقایق...

خدا رحم کرد اگر جلوم رو نگرفته بودن، گل شقایق رو خورده بودم...

بعد هم عمه بهاره لباسم رو عوض کرد و ادامه داستان... 

وسط حیاط کلی گل شقایق و بوته خاک‌شیر سبز شده بود... 

منم همش حواسم پرت بود تا یه گلی بیاد دستم و دور از چشمای بابایی بخورمش... 

اینم عکس اختتامیه. مرسی از اینکه وقت گذاشتید و همه رو دیدید... 

/ 2 نظر / 43 بازدید
آیسان واحدی

وای عمو چقدر دخترتون بامزه است.[قلب] به جای من ببوسیدش [ماچ][ماچ][ماچ]

مریم

چه بچه بانمکی خدا حفظش کنه