مهمونی مامان‌جون

سلام،

امروز مهمونی پاگشایی مهدیه‌جون تو خونه مامان‌جونینا بود. منم یه لباس سرخابی خوشگل تنم کرده بودم. خیلی خوجل و موجل شدم... نه...

یادم رفت بگم که یه روز عمه بهاره و مامانی منو بردن خرید و من این لباس رو پوشیدم و خوشم اومد. این اولین خرید من بود که خودم هم توش شرکت کرده بودم...

امروز یه اتفاق دیگه هم افتاد و اون این بود که من تو بغل مامانی گفتم: آبه... آخه خیلی تشنم بود.

این یه عکس با نوشابه انداختم که نشون بدم من زود زود تشنم میشه. بابا و مامان حتما بهم آب بدن و یادشون نره.

/ 1 نظر / 33 بازدید
مهسا

خوشمل خانومو نگاااااااااااا.... با اون لباس خوشگل چارخونه مثل عروسك شدي[ماچ]