شیطنت از نوع سوم

سلام،

این روزها خیلی شیطون شدم. تازه یاد گرفتم برای بلند شدن به هرچیزی که دستم می‌رسه چنگ بزنم و بلند شم، حالا یا لباس مامانی و یا موهای بابایی. فرقی نمی کنه... وقتی هم بابایی اعتراض می‌کنه و میگه آی آی موهام داره کنده میشه، دارم کچل میشم... من شروع می‌کنم به دست زدن... دس دسی... دس دسی... آخه فکر کنم بابایی داره با من بازی می‌کنه... نه... 

تازه یاد گرفتم تند تند بگم: با با با با با با با با با... بابایی میگه نمیدونم داری منو صدا می‌کنی یا چیز دیگه‌ای می‌گی... ولی من که دارم بابایی رو صدا می‌کنم. از دست این بابایی...

اینم یه شیرین‌کاری دیگه که توسط مامانی شکار شده. این تور مربوط به عروسک‌های کوچک لاستیکی من میشه که کشیدمش روی سرم....

این عکس هم من رو در حال ریواس خوردن نشون میده...

/ 1 نظر / 33 بازدید
پروا

[نیشخند]جالب بود