خواب شیرین

سلام دوباره،

یه روز بعد از مراسم نامگذاری بود که من بغل بابایی نشسته بودم و شیطنت می کردم.

 یواش یواش خسته شدیم و روی کاناپه همون جوری دو تامون خوابمون برد و شدیم سوژه عکاسی چند تا آدم فرصت طلب.

 

/ 0 نظر / 42 بازدید